توجه و تسلط حضرت آیتالله العظمی خامنهای به ادبیات سبب شگفتی افراد بسیاری بود. این علاقه به ادبیات موجب شده بود جامعه ادبی که با محور و هدف کتاب با ایشان دیدار داشتند از این توجه و علقه، خاطرات بسیاری نقل کنند. نمونه بارز آن حضور ایشان در نمایشگاههای کتاب بود که وقتی در گپوگفتها با ناشران و غرفهداران درباره کتاب خاصی بحث میکردند بارها با این پرسش مواجه شده بودند که مگر رهبری این کتابها را خواندهاند؟!
هر سال نمایشگاه کتاب یک بازدیدکننده ثابت داشت؛ حضرت آیتالله العظمی خامنهای در بسیاری از سالهای برگزاری نمایشگاه در آن حضور مییافتند؛ حضوری که فقط تشریفاتی نبود و ایشان دقیق و مشتاقانه میان غرفهها میچرخیدند و کتابها را تورق میکردند. ایشان در این بازدیدها در جریان تازههای نشر و کتابهای ارائه شده در نمایشگاه قرار میگرفتند و با صاحبان غرفهها و ناشران به گفتوگو میپرداختند. این گفتوگوها درباره مسائل بسیاری بود؛ درباره کتابها بود، آثار پرفروش، اقبال مردم و حتی گپوگفت با ناشران درباره حوزههایی غیر از کتاب.
حضرت آیتالله خامنهای معمولاً در دیدارهایشان از نمایشگاه که چندین ساعت به طول میانجامید نکاتی نیز درباره نشر، توزیع و تولید محتوا بیان میکردند. ایشان به سراغ آثار جدید میرفتند و از هر ناشر میپرسیدند اثر جدید چه دارند و بعد آن کتاب را با دقت و وسواس بیشتری نگاه میکردند.
اگر شاعران از دیدارهای رمضانی با ایشان خاطرههای نابی دارند، ناشران و غرفهداران از روزهای نمایشگاه کتاب و اردیبهشت خاطرات بسیاری دارند و حتماً بسیاری از آنها در این روزهای نبودن ایشان، آنها را با خود مرورو میکنند و حتماً اگر نت باشد به اشتراک میگذارند.
علاقه به رمان و تسلط به ادبیات جهان
یکی از مسائلی که رهبرشهید در زمان بازدیدها به آن توجه داشتند و از تیررس ناشران و خبرنگاران دور نمیماند تسلط ایشان بر رمانها، شاهکارهای ادبی و ادبیات جهان بود. سؤالاتی که از ناشران میپرسیدند و یا توصیههای ایشان بر خواندن آثاری خاص و نام بردن از رمانها، حکایت از این توجه و علاقه داشت. نمونه آن حضور در نمایشگاه سی و پنجم بود که آخرین حضورشان هم در نمایشگاه کتاب بود. وقتی با یکی از غرفهداران درباره کتاب «خانواده تیبو» صحبت کردند همان جا بود که غرفهدار از دقت و ظرافت ایشان شگفتزده شد.
ایشان به غرفهدار گفتند: «من رمان «خانواده تیبو» را سالها پیش خواندهام. چهار جلد با ترجمه آقای ابوالحسن نجفی. آقای نجفی با یک جمعی جای من آمدند و پرسیدم شما همان نجفیای هستید که «خانواده تیبو» را ترجمه کرده است؟ و از اینکه من اسم کتاب را بلد بودم تعجب کرد. گفتم خیلی خوب است و نقدی کردم که گفت مگر شما کتاب را خواندهاید؟ گفتم: بله و بیشتر تعجب کرد. ولی خب خواندهام دیگر...».
یکی دیگر از آثاری که آیت الله خامنه ای در جریان بازدید از نمایشگاه از آن تمجید کرده بودند و بسیار خبرساز شد رمان «شوهر آهوخانم» نوشته علیمحمد افغانی بود که همان سال رسانهها درباره توجه ایشان و این کتاب بسیار نوشتند.
حضرت آیتالله خامنهای بارها گفته بودند: «من در مقولههای سینمایی و هنرهای تجسمی و تصویری و امثال اینها ورود ندارم. یعنی یک مستمع عامی هستم، اما در مورد شعر و رمان نه، آدم عامی نیستم. از این آثاری که وجود دارد زیاد خواندهام».
ایشان اگرچه به تاریخ علاقه ویژهای داشتند و گفته بودند: «من سطر سطر ورقهای تاریخ هفتاد هشتاد سال گذشته و قبل از آن را مکرر خواندهام. بنده در باب شبهقاره هند مطالعات مفصلی داشتهام و کتابی هم در این زمینه نوشتهام». تعمق و مطالعه در حوزههای مختلف دینی، فلسفی و تاریخی از سوی ایشان پدیدهای عجیب نبود، اما علاقه و پیگیری بهروز ایشان در حوزه ادبیات به ویژه شعر و رمان عجیب مینمود. این پیگیری و علاقهمندی تنها مربوط به روزهای جوانی نمیشد و تا پایان ادامه داشت. آیتالله العظمی خامنهای حتی رمانهایی که هنوز به زبان فارسی ترجمه نشده بود را به زبان عربی یا انگلیسی خوانده بودند. در یکی از گفتوگوها اشاره کرده بودند که خلاصه انگلیسی کتابهای جین اوستین از جمله «غرور و تعصب» را خواندهاند.
محسن چینیفروشان درباره بخش رمان کتابخانه رهبری گفته است: «کتابهای رمان ایشان اغلب معروف هستند و از نویسندگان مختلف و معروف در کتابخانه هست، مثلاً کتابهای نویسندگان روس مثل چخوف، نویسندگان عرب و رمانهای مختلفی از نویسندگان فرانسوی مثل بالزاک و رومن رولان».
اما یکی از علاقهمندیهای حضرت آیتالله خامنهای، توجه به ادبیات روسیه و خواندن آثار نویسندگان روس بود. در آثار نویسندگان این کشور در خصوص انقلاب شوروی بسیار غور کرده و جاهایی با انقلاب ایران قیاس کرده بودند. مثلاً کتابهایی مانند «گذر از رنجها» اثر آلکسی تولستوی و رمان «دن آرام» اثر شولوخوف را خواندهاند و نتیجه گرفتهاند که: «رمان «گذر از رنجها» نه تنها از لحاظ داستانی بلکه از لحاظ گرایش به اصول انقلاب و مجذوب بودن در مقابل حوادث و پدیدههای انقلاب و ترمیم زیبای حوادث آن، بهتر از رمان «دن آرام» است. «گذر از رنجها» در واقع چهره انقلاب را زیبا ترسیم کرده و زیبا نشان داده است».
بارها میهمانان از ایشان خواسته بودند رمان برای نوجوانان معرفی کنند که البته ایشان امتناع کرده و گفته بودند: «نمیخواهم به بچهها خیلی کتاب و رمان معرفی کنم، اما اگر بخواهید در حد نام بردن از نویسنده بگویم نویسنده معروف فرانسه را نام میبرم. آقای میشل زواگو و یا ویکتور هوگو که من «بینوایان» او را اولین بار در دوران نوجوانی از کتابخانه آستان قدس گرفتم و خواندم اما در مورد آثار «کمدی انسانی» اثر انوره دو بالزاک، «سفرنامه گالیور» جاناتان سوئیفت، «ریشهها» الکسی هیل، «اتللو» شکسپیر، «دوزخیان روی زمین» اثر فرانتس فانون، «دنیای سوفی» اثر یوستین گردر، «دلسنگ» اثر میخائیل بولگاکف، «جنگ و صلح» اثر تولستوی». ایشان درباره این کتاب نکتهای را بیان کرده بودند که شاید بیان حال ما در این روزها باشد. گفته بودند: «تولستوی کتابهای دیگری هم دارد اما به نظر من برجستگی این کتاب به خاطر این است که کاملاً بر محور روح دفاع مردم روسیه است. حرکت عظیمی که مردم مسکو انجام دادند برای ناکام کردن ناپلئون».
یک تنه موجب رونق آثار دفاع مقدس شدند
یکی از زمینههای مورد علاقه حضرت آیتالله خامنهای در حوزه کتاب، خاطراتی بود که رزمندگان ایرانی از سالهای جنگ منتشر کرده بودند. ایشان بیان کردهاند: «از دهه ۶۰ من یکی از مشتریهای پروپا قرص این کتابها بودم. خیلی تحت تأثیر جذابیت و صداقت و خلوص این نوشتهها و گفتهها هستم. این را واقعاً عرض میکنم. یاد کسانی که این کارها را تولید کردند، از خاطر محو نمیشود. اسمهایی که من پشت این کتابها خواندم و کتابهایشان را نگاه کردم، غالباً در ذهنم هست و من قدردان و قدرشناس اینها هستم و اگر میتوانستم عظمت این کار را مدح میکردم».
رهبری معظم در حاشیه این کتابها مطالبی نوشتند که برخی از آنها در این سالها به عنوان تقریظ منتشر و منجر به رونق کتابهای این حوزه شد.
ایشان نویسندگان دفاع مقدس و راویان را خطاب قرار داده و تأکید کرده بودند: «چه کسی میتواند شکوه سالهای دفاع مقدس را به ما نشان بدهد؟ این شکوه وجود دارد ولی یک نفر باید آن را به ما نشان بدهد. او چه کسی است؟ او شمایید. یعنی اگر شما قدر خودتان را بدانید، میتوانید حامل آنچنان نورانیتی باشید که انسانها را تکان میدهد».
هنگ سوم، جشن حنابندان، تیپ ۸۳، خداحافظ کرخه، شانههای زخمی خاکریز، زنده باد کمیل، تپههای لاله سرخ، فرمانده من، پایی که جا ماند، نورالدین پسر ایران و... جزو دهها آثاری هستند که معظمله بر آن تقریظ و حاشیه نوشتهاند.
عامل به کتابخوانی
چند مسئله در توجه حضرت آیتالله العظمی خامنهای به موضوع کتاب حائز اهمیت بود؛ نخستین عاملی که این برجستگی را موجب میشود، این است که ایشان خود، عامل به کتابخوانی بودند و تنها آمر یا داعی به آن نبودند. بسیار تفاوت است میان کسی که خود اهل کتاب باشد، کتاب را بچشد، با کتاب زندگی کند، اهل کتاب و نویسندگان را بزرگ دارد با کسی که فقط از اهمیت کتاب سخن میگوید. طبعاً عامل به کتابخوانی، در درجه نخست با عملش این فرهنگ را تبلیغ میکند و اگر از کتاب و کتابخوانی حرف میزند، این سخن از عمق جان او برمیخیزد. این بسیار مهم است. ادبیات فاخر و استوار در سخنرانیهای رهبر معظم انقلاب جز با تسلط بر زبان فارسی و انس با کتاب ممکن نیست.
نکته دیگر دایره مطالعاتی ایشان بود. طبعاً هر کسی که در یک رشته علمی مطالعه کرده و سالهایی را دانشجویی میکند، باید اهل کتاب آن رشته نیز باشد؛ بنابراین انتظار میرود اهالی حوزههای علمیه کتابهای مربوط به علوم دینی، ادبیات عرب، فلسفه و منطق را خوانده باشند. این لازمه دانشجویی است؛ یعنی اگر کسی بخواهد در این رشته موفق باشد، چارهای جز تحصیل دانش و مواجهه با کتاب ندارد؛ اما اگر کسی در حوزههای علمیه با کتابهای رشتههای دیگر اعم از تاریخ، ادبیات، شعر و داستان، سیاست و دیگر کتابها مأنوس باشد، بلکه بهنحو جدی آنها را پیگیری کند، این چیزی فراتر از تکلیف به کتابهای رشته خاص است. این حکایت از عشق به دانشاندوزی و کتابخوانی دارد. رهبر فرزانه انقلاب در جمع عموم مردم، از کتابهایی یاد میکردند که مثلاً در حوزه ادبیات دفاع مقدس به نگارش درآمده است؛ یعنی با دایره مطالعاتیشان میتوانستند نسخه مطالعاتی مناسب اقشار مختلف را بیان کنند.
نکته دیگر، تکریم و توجه به اهل قلم بود. نمیتوان به کتاب و کتابخوانی عشق ورزید و آن را ستود، اما اهل قلم را گرامی نداشت. در این مقوله نیز رهبر حکیم انقلاب شخصیتی ممتاز و مثالزدنی بودند. ایشان بعضاً با اهالی قلمی حشرونشر و دیدار داشتهاند که با آنها اختلافنظر هم داشتهاند؛ اما در مقام اهل ادبیات، آنها را تکریم کردهاند. دیدارهای مکرر ایشان با اهالی قلم در مناسبتهای مختلف، مؤید همین موضوع است.
اما این نکته لازم به ذکر است زمانی که از تکریم اهل قلم یاد میشود، مرادمان چیست؟ تکریم اهل قلم در معنای واقعیاش، به اهدای مال محقق نمیشود. تکریم واقعی اهل قلم، این است که انسان خود را مخاطب اندیشه و هنر آنها بداند. رهبر فرزانه انقلاب در نشست با شاعران نشان میدادند که آثار و اشعار آنها را دنبال میکنند، از ظرایف اشعارشان آگاه هستند و توصیههای ادبی به آنها دارند. این بزرگترین تکریم از یک شاعر یا نویسنده یا اهل قلم است؛ یعنی یک نویسنده و اهل قلم ببیند و دریابد که رهبر کشورش خود را مخاطب این کتاب دانسته و از آن بهره گرفته است.
و مسئله آخر میتوان گفت رهبر معظم انقلاب، سنت تقریظ نویسی را وارد دوره جدیدی کردند و به آن ضریب دادند. تقریظ نویسی از گذشته وجود داشته و اکنون نیز کماکان منشأ تأثیر است؛ اما تا پیش از تقریظهای ایشان بر برخی آثار دفاع مقدس، توده مردم و بلکه برخی اهالی قلم و مدیران، اساساً با این مفهوم آشنا نبودند. تقریظهای موجود هم مخاطبان اندکی داشتند؛ اما ایشان در سنت تقریظ نویسی، تقریظ را به عاملی تعیینکننده در میدان کتابخوانی تبدیل کردند. این خیلی مهم است که یک تقریظ بتواند موجب چاپهای متعدد یک کتاب شود و زیست نویسنده آن را تغییر دهد و او را وارد فضای حرفهای نویسندگی کند؛ گرچه تقریظ نویسی بیش از آنکه جنبه ترویجی و تبلیغی داشته باشد، مشتمل بر نظرگاه رهبر فرزانه انقلاب در حوزه فرهنگ و ادبیات و غایت و اهداف کتاب بوده است.
نهضت کتابخوانی راه بیندازید
آیتالله العظی خامنهای هر زمانی که دیدار با اهل قلم میسر میشد و یا سالهایی که در نمایشگاههای کتاب حضور مییافتند توصیههایی مبنی بر نشر، تولید محتوا و یا مسائل مربوط به ترویج کتابخوانی عنوان میکردند.
مثلاً درباره آثار مشروطیت تأکید کرده بودند: «درباره مشروطیت تنها چند کتاب معدود از گذشته باقی مانده است؛ آن نگاه واقعی و صحیح نسبت به آنچه مشروطیت نامیده میشود باید بهدرستی تبیین شود. ما در این زمینه کتابِ خواندنی کم داریم».
ایشان در خصوص تولید آثار مربوط به دفاع مقدس هم معتقد بودند: «هر چه بنویسیم و بگوییم کم نوشتیم و کم گفتیم؛ درباره انقلاب و شخصیت کمنظیر حضرت امام (ره) نیز همین طور است.
ما در مورد امام(ره) چقدر کتاب نوشتیم و چه نوشتیم؟».حضرت آیتالله العظمی خامنهای بارها در خصوص تولید کتاب و به خصوص توزیع منصفانه آن به مسئولان توصیههای لازم را داشتند و بیان میکردند تولید کتاب، امری بسیار مهم است و تأکید میکردند: «این وظیفه بهعهده دستگاههایی نظیر وزارت ارشاد و حوزه هنری است. ترویج کتاب اما بهعهده آموزش و پرورش و دانشگاههاست».
اما بیش از هر چیز ایشان نسل جوان و مردم را به کتابخوانی توصیه میکردند. توصیه به کتابخوانی و تذکر نسبت به پایین بودن میزان مطالعه در میان اقشار مختلف جامعه از نکاتی بود که در بیانات معظمله مورد تأکید قرار میگرفت. ایشان خرداد ماه ۱۳۹۸ با اشاره به مطلوب نبودن وضعیت رواج کتاب در میان نسل جوان خطاب به دانشجویان گفته بودند: «شما احتیاج دارید بخوانید، احتیاج دارید بدانید. شما نهضت کتابخوانی باید راه بیندازید، واقعاً کتاب بخوانید، مطالعه کنید».





نظر شما